هايدلبرگ (1385)
دانشگاه هايدلبرگ توسط كنت انتخابكننده روپرت اول تأسيس شد و منشور آن در سال 1385 توسط اوربانوس ششم پاپ رم صادر گرديد. نخستين مدير آن يك پناهندهٴ هلندي از پاريس به نام مارسيليوس فان اينگن (نك) بود و دانشگاه به سبك دانشگاه پاريس سازمان يافت.
اين دانشگاه بلافاصله توفيق يافت و دانشجويان زيادي را به خود جلب كرد. كالجهاي متعددي يكباره در آن تأسيس شد، كه عبارت بودند از: 1) كالج سيسترسينيان در سال 1389 توسط روپرت اول؛ 2) كالج هنري به شيوهٴ دانشگاه سوربن در سال 1390 توسط نخستين رئيس آن كنراد فون گلِنهاوزِن در خانهٴ مصادرهشدهٴ يهوديان تأسيس شد؛ 3) كالجي براي دانشجويان فقير توسط گرلاخ فون هامبورگ در سال 1396.
گرايشهاي نامگرايي در هايدلبرگ از ارفورت هم نيرومندتر بود و اين از مديريت مارسيليوس و بيش از آن از دشمني با ويكليف و هوس، پراگ و بوهميا ناشي ميشد. ولي پس از شوراي كنستانس (1414 ـ 1418)، با وجود محكوميت رسمي آموزهٴ ويكليف و اعدام هوس، واقعگرايي در ميان كشيشان موٴمن رفتهرفته هواداراني يافت. در اواسط سدهٴ چهاردهم (حدود 1455)، دانشكدهٴ هنرها ناچار شد هر دو گرايش را بپذيرد و درسهاي جداگانهاي براي منطق قديم و منطق جديد گذاشت.
كُلُن (1388)
كُلُن از قرنها پيش مركز مهم زيارت و معرفت بود. مدرسهٴ جامع آن شهرت داشت؛ مدرسهٴ دومينيكياش در سراسر آلمان داراي اعتبار بود و تدريس كساني چون آلبرت كبير و حضور توماي آكويني در آن موجب اشتهارش شده بود؛ دنس اسكوت آخرين سال عمرش (1308) را در مدرسهٴ فرانسيسي آن شهر گذراند. دانشگاه به درخواست خود شهر، توسط اوربانوس ششم پاپ رم، در بيست و دوم دسامبر 1388 تأسيس شد. شروعش خوب بود، ولي نتوانست با هايدلبرگ يا حتي ارفورت رقابت كند.
در جريان انقلاب كبير فرانسه از فعاليت بازماند.
بودا (1389، 1395)
دانشگاه بودا را سيگيسموند لوگزامبورگي (شاه مجارستان 1387 ـ 1437) تأسيس كرد. او در سال 1389 از بونيفاكيوس نهم، پاپ رم منشوري بهدست آورد و در سال 1410 به تأييد پاپ يوحناي بيست و دوم رساند. دانشگاه اعتباري نيافت و پس از مرگ بنيانگذارش (1437) ديري نپاييد.